حسن حسن زاده آملى
258
هزار و يك كلمه (فارسى)
سورة البقرة بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الم ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ به نام خداوند بخشايندهء مهربان الف لام ميم ، آن كتاب شكى در او نيست و رهنماى پرهيزگاران است ؛ كسانى كه به غيب ايمان مىآورند و نماز را برپاى مىدارند و از آنچه به ايشان روزى دادهايم انفاق مىكنند و كسانى كه ايمان مىآورند به آنچه بر تو فرستادهايم و آنچه قبل از تو فرستادهايم و به آخرت يقين دارند آنها از طرف پروردگار هدايت يافته و هم آنها رستگارند . قرائت ابن كثير لا ريب فيهى به اشباع خوانده و حمزه و ابو عمرو يؤمنون را در هر دو مورد غير مهموز خواندهاند به اشباع و مابقى با همزه قرائت كردهاند . مطلب اول : در حروف مقطعه : بعضى گويند غرض الهى را از اين حروف نمىدانيم و جزء متشابهات است و اين قول بهتر است و بعضى ديگر براى آن توجيهاتى ذكر نمودهاند و شايد از پانزده قول متجاوز است و برهيچ يك دليلى نيست ، بلكه اين اختلاف دليل محكمى است بر قول اول كه ما نيز آن را نمىدانيم و مع ذلك چند قول ذكر مىكنيم : قول اوّل : اينكه خداوند مىخواهد به مردم بفهماند قرآن همين حروف مقطعه است كه الم بعضى از آنهاست و همين حروف است كه هميشه در تكلم آورده مىشود مع ذلك مردم از تأليف آن عاجزند . توضيح مطلب آنكه يك وقت صنعتگرى با آلات و ادوات كامل و مواد مخصوص به خود چيزى مىسازد و همكاران او نمىتوانند مانند او ساخت و گاهى با آلات و مواد صنعتى خود آنها آن چيز را مىسازد و از معارضهء او عاجز